تبليغاتX
راز دل
‎! طالع بینی چینی
هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي بطرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته به شرطي كه تقلب نكنيد!
<

طالع بيني چيني! .. سال جديد چيني امسال سال اژدهاي آهنين است كه اميدواريم سالي خوش و پر از خوش شانسي براي شما باشد!

<
<
فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اين صورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ای كاش تقلب نمي كرديد!
اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه كند!!

<
<

اين بازي نتيجه خنده دار و در عين حال شگفت انگيزي خواهد داشت!

پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد!
<
<

نكته: زماني كه مي خواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي هستند كه شما آنها را مي شناسيد (تبصره از خودم: يعني اسم الكي يا بيخودي ننويسيد!!!)
مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه به هنگام نوشتن اسامي و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بي خودي و بيش از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد!
<
<
<
با زهم بايد گفته شود كه به آرامي و مرحله به مرحله به انتهاي متن برويد در غير اين صورت نتيجه درست نخواهد بود و آن را ضايع خواهيد كرد!
(باز هم تبصره از خودم: اين رو به خاطر اين چندين بار تكرار كرده كه آدمهاي فضول ببخشيد كنجكاو خودشونو كنترل كنن!!!)
خوب حالا يك قلم و يك برگ كاغذ آماده كنيد.
<
<
<
1- اول از هر چيز اعداد 1 تا 11 را به صورت ستوني يا رديفي (زير هم) بر روي كاغذ بنويسيد.
<
<
<
2- سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را كه مايليد بنويسيد.
<
<
<
3- حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد.
<
<
<
== قرار نشد به پايين نگاه كنيد! تقلب ممنوع !!=
<
<
<
4- نام اشخاصي را كه مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد.
<
<
<
5- در رديفهاي 8، 9، 10 و 11نام چهار ترانه (آهنگ) را بنویسيد (در جلوي هر رديف نام يك ترانه)

<
<
<
6- اكنون نهايتا ميتوانيد يك آرزو كنيد!!
<
<
<
<
<
<
<
و حالا كليد رمز گشايي اين بازي:
>
>
>
>
>
1- عددي را كه در رديف 2 نوشته ايد مشخص كننده تعداد اشخاصي است كه شما بايد در باره اين بازي به آنها بگوييد!
2- شخصي كه نامش در رديف 3 قید شده كسي است كه شما عاشقش هستيد!!!
3- شخصي كه نامش در رديف 7 قید شده كسي است كه شما دوستش داريد ولي با هم نمي سازيد (يا به تعبير ديگر عاقبت خوشي نخواهد داشت!)!!!
4-شخص شماره 4 کسی است كه شما بيش از همه به او اهميت ميدهيد!
5-شخص شماره 5 کسی است كه شما را بسيار خوب مي شناسد.
6-شخصی كه نامش در رديف 6 قيد شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسي) شماست!
7-آهنگ قيد شده در رديف 8 با شخص شماره 3 تطبيق مي كند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگي براي شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگي است كه بيش از همه افكار شما را بازگو مي كند!
<
10- و بالاخره شماره 11 آهنگي است كه مي گويد شما در باره زندگي چه احساسي داريد!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولي بنظر مي آيد كه درست باشه!
==== خوب چطور بود؟ كف كرديد.. نــــه؟ ===

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در چهارشنبه 1390/10/14 و ساعت 0:1 قبل از ظهر |


امروز تولدمه


+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در دوشنبه 1390/10/12 و ساعت 1:21 قبل از ظهر |

بر همه مبارک باد

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/10/10 و ساعت 11:49 بعد از ظهر |
چقدر سفت شده پدال دوچرخه ی دوستیمان...

یا من خسته شدم ، یا شیب زیاده ...!

شاید هم تو دیگر رکاب نمیزنی ... !!!

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در چهارشنبه 1390/09/30 و ساعت 1:14 قبل از ظهر |
★。˛ °.★__ *★* *˛.°
° ˛ °_██_*。*./ \ .˛* .˛.*.★* *★ 。*
˛. (´• ̮•)*˛°*/.♫.♫\*˛.* ˛_Π_____. * ˛*°
° .°( . • . ) ˛°./• '♫ ' •\.˛*./______/~\ *. ˛*.。˛* ˛. *。°
° *(...'•'.. ) *˛╬╬╬╬╬˛°.|田田 |門|╬╬╬╬ .
... ... ¯˜"*°•♥•°*"˜¯`´¯˜"*°•♥•°*"˜¯` ´¯˜"*°´¯˜"*°•♥•°*"˜¯`´¯˜"*°•
پیشاپیش یلدا مبارک
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در سه شنبه 1390/09/29 و ساعت 0:17 قبل از ظهر |
آدم‌ها تنها که نـباشند، می‌روند ، تنها که مـی‌شوند ، برمی‌گردند
آدم‌ها تنها که نـباشند، می‌روند ، تنها که مـی‌شوند ، برمی‌گردند
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در چهارشنبه 1390/09/23 و ساعت 12:50 بعد از ظهر |
باران حضورت که ببارد

تنهایی ام خشکسالی اش را تعطیل می کند

به حرمت قطراتی از جنس تو...
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در چهارشنبه 1390/09/23 و ساعت 12:41 بعد از ظهر |
من به آمار زمين مشكوكم...

اگر اين شهر پر از آدم هاست، پس چرا اين همه
 دلها تنهاست؟!
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در چهارشنبه 1390/09/23 و ساعت 0:23 قبل از ظهر |
قـول بده ، حداقل

او” را ، مثل “من
دوست نداشته باشی”

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در دوشنبه 1390/09/21 و ساعت 1:43 بعد از ظهر |
خاطرم نيست تو از باراني . . .
يا كه از نسل نسيم . . .
هر چه هستي گذرا نيست هوايت ، بويت . . .
تو مرا ياد كني يا نكني . .من به يادت هستم .
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در دوشنبه 1390/09/21 و ساعت 1:39 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در سه شنبه 1390/09/15 و ساعت 0:59 قبل از ظهر |

 

 

تا ابد معتکف کوی حسینیم ......
بسته دل بر خم ابروی حسینیم .......
در پی جلوه ی دنیا دل ما نرود .....
عاشق طلعت دل جوی حسینیم .....
گل رخان را به حریم دل ما را هی نیست ....
ما خریدار گل روی حسینیم .....
بر لب خسته ی ما زمزمه ای جز نامش نیست ....
شکر لله که ثناگوی حسینیم......
از ازل گریه کن نائبت الزهرائیم ....
تا ابد سینه زن کوی حسینیم ....

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/09/12 و ساعت 2:47 قبل از ظهر |

 

راه تو، همیشه چاره ساز است حسین(ع)                    خاک حرمت،مهر نماز است حسین(ع)

از خون تو شیعه سر افراز است حسین(ع)                      ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم

********************

شب، حادثه ای ز درد پنهان است حسین(ع)               مه بارقه ای است در شبستان حسین(ع)

خورشید برآید از گریبان حسین(ع)                             هر صبح، زدامن افق ، خون آلود

********************

  در سینه عاشقان، پیام است حسین(ع)                           همواره تجسم قیام است حسین(ع)

دل چسب ترین شعر کلام است حسین(ع)                         در دفتر شعر ما ردیف است هنوز

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/09/12 و ساعت 2:43 قبل از ظهر |

در عجبم،

 از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند

 و

 بر حسینی میگریند که آزادانه زیست...

 

 

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در سه شنبه 1390/09/08 و ساعت 3:10 قبل از ظهر |

 

گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي / با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد. / گفتمش تصويري از ليلي و مجنون را بكش/ عكس حيدر در كنار حضرت زهرا كشيد./ گفتمش بر روي كاغذ عشق را تصوير كن / در بيابان بلا تصويري از سقا كشيد/ گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم / گريه كرد آهي كشيد و زينب كبري كشيد‎

 

 

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در دوشنبه 1390/09/07 و ساعت 1:32 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/09/05 و ساعت 4:26 بعد از ظهر |

تلاش برای زنده کردنِ یک رابطهِ از دست رفته
مثل اینه که بخوای یه چای سردشده رو با ریختن آب جوش گرم کنی
نه رنگش مثل اول میشه نه طعمش

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/09/05 و ساعت 2:5 قبل از ظهر |
هوا
خوب یا بد
فرقی نمی کند.....
به هوای "تو"
من
نفس می کشم هنوز

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/09/05 و ساعت 1:53 قبل از ظهر |
هوا
خوب یا بد
فرقی نمی کند.....
به هوای "تو"
من
نفس می کشم هنوز

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در شنبه 1390/09/05 و ساعت 1:53 قبل از ظهر |

 

وقتی پروانه عشق در تاری بیفتد که عنکبوتش سیر باشد

تازه قصه زندگی آغاز شده است زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند نه بمیرد

 

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در پنجشنبه 1390/09/03 و ساعت 2:17 قبل از ظهر |

بیزارم از این خواب ها

که هر شب مرا به آغوش تو می آورند

و صبح … با اشک

از تو جدایم می کنند .

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در پنجشنبه 1390/09/03 و ساعت 2:5 قبل از ظهر |

از گل افتابگردان پرسیدن چرا شبها سرت پایینه

گفت : ستاره بهم چشمک میزنه نمیخوام به خورشید خیانت کنم

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در چهارشنبه 1390/09/02 و ساعت 1:52 قبل از ظهر |

دل من غمگین است ، غصه ام سنگین است

گرچه با هم نفسم زندگی شیرین است

میل گل در من نیست ، بال من خونین است

اشک غم باید ریخت ، رسم دنیا این است

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در دوشنبه 1390/08/30 و ساعت 10:20 قبل از ظهر |

صرف فعل "دوست داشتن" بسیار سخت است: گذشته اش که به هیچ وجه ساده نیست حالش کاملاً اخباری ست آینده اش هم شرطی...

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در دوشنبه 1390/08/30 و ساعت 9:35 قبل از ظهر |
بی آشیانه را شوق ماندن نیست

سنگ بر زمین ننداز ، من خود پریده ام

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در یکشنبه 1390/08/29 و ساعت 3:12 قبل از ظهر |

دیروز می مردند و فراموش می شدند آرام آرام،

امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم!

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در یکشنبه 1390/08/29 و ساعت 3:3 قبل از ظهر |

هر رنگی که می خواهی باش ولی یکرنگ باش!

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در یکشنبه 1390/08/29 و ساعت 2:52 قبل از ظهر |
 

وقتی با خدا گل یا پوچ بازی می کنی .. نترس!

تو برنده ای .. آخه خدا همیشه دوتا دستش برای تو پُره ...

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در جمعه 1390/08/27 و ساعت 2:47 قبل از ظهر |
اگر غم هم مرا تنها گذارد
دگر تنهای تنها میشوم من.
+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در جمعه 1390/08/27 و ساعت 2:29 قبل از ظهر |

به این که راحت دروغ می گی ، عادت کردم !
ولی ... دلم می سوزه
وقتی برای اثبات دروغت...
می گی به جون تو که دوستت دارم!!!

+ نوشته شده توسط مسیحا علیمحمدی در جمعه 1390/08/27 و ساعت 2:17 قبل از ظهر |
راز دل